کسب رتبه های برتر مسابقات سراسری اوقاف، شکوفه ها، توسط حفاظ موسسه

سینا طباخی، امیررضا زارعان و مهدی قشملی سه تن از حافظان کل قرآن کریم هستند که هفته ی قبل به مسابقات سراسری حفظ و قرائت و اذان اداره ی اوقاف و امور خیریه که در شهر تهران برگزار شد اعزام شدند. این مسابقات همه ساله در رشته های حفظ کل، حفظ ۲۰ جزء، قرائت، ترتیل و اذان برگزار میشود و مهمترین مسابقات قرآن در کشور به حساب می آید و نفرات برگزیده، از این طریق به مسابقات بین المللی کشورهای مختلف اعزام میشوند.

امسال، همه ی نمایندگان استان دررشته های حفظ ، از حفاظ نمونه ی موسسه دارالتحفیظ للقرآن الکریم فی تبریز(موسسه ی حقیر)، بودند که به این مسابقات اعزام شدند. آقای سینا طباخی و آقای امیررضا زارعان نمایندگان حفظ کل و آقای مهدی قشملی نماینده ی حفظ ۲۰ جزء با رقابتی بسیار سخت توانستند برای استان افتخار کسب کنند. 

هرچند به عقیده ی حقیر این عزیزان توانایی کسب رتبه های بهتر را هم داشتند اما به دلیل کم تجربگی و استرس بالای مسابقات این امر میسر نشد لیکن رتبه های کسب شده توسط این عزیزان که سه رتبه از مجموع ده رتبه بود آماری فوق العاده و چشمگیر و کم سابقه به شمار میرود.

در رشته های حفظ کل و حفظ ۲۰ جزء، در هر کدام پنج نفر به عنوان رتبه های برتر معرفی شدند که از این میان، آقای سینا طباخی رتبه ی سوم حفظ کل و آقای امیررضا زارعان رتبه ی پنجم حفظ کل را کسب کردند و آقای مهدی قشملی رتبه ی چهارم رشته ی حفظ ۲۰ جزء را به خود اختصاص داد. 

در این مسابقات و در رشته حفظ کل، رضا، نژادتبریزی از استان اصفهان، رتبه ی اول، محمدحسین بهزادفر از استان تهران،رتبه ی دوم و محمدحسین رحمانی از استان اردبیل رتبه ی چهارم را به دست آوردند.

همچنین در رشته حفظ بیست جزء، محسن محمدی از اصفهان،رتبه ی اول، امیر حسین قزوینی زاده از اصفهان،رتبه ی دوم، سجاد فیاض از خراسان شمالی،رتبه ی سوم و علیرضا فرخنده از خراسان رضوی رتبه ی پنجم را کسب کردند.

با آرزوی موفقیت بیشتر، برای این عزیزان و تمامی حاملان قرآن کریم، بنده به عنوان خادم کوچک این حفاظ، این موفقیت بزرگ را ابتداء" به خود این عزیزان و خانواده های محترمشان و در نهایت به جامعه ی قرآنی استان تبریک و تهنیت عرض میکنم و امیدوارم خداوند همه ی ما را در انس بیشتر با این کتاب انسان ساز و عمل به فرامین زندگی بخشش، توفیق عنایت فرماید.

در پایان به اطلاع خوانندگان محترم میرسانم که انشاءالله در سه پست بعدی، ضمن معرفی بیشتر این قهرمانان قرآنی شهرمان، عکسهایی از این عزیزان و همچنین عکسهایی از مسابقات اخیر را در وبلاگ قرار خواهیم داد.

التماس دعا.

دانلود جزء هجده


برای دانلود جزء هجدهم بر روی لینک زیر کلیک کنید:



دانلود جزء هجدهم با تلاوت محمدصادق زارعان

دانلود سوره ی حشر


برای دانلود سوره حشر بر روی لینک زیر کلیک کنید:



دانلود سوره ی حشر با تلاوت محمدصادق زارعان

گزارشی از جشن اتمام حفظ کل قرآن کریم محمدمهدی ظهوری

همان طور که وعده داده بودیم،بالاخره عکس هایی از مراسم اتمام حفظ کل قرآن کریم آقای محمدمهدی ظهوری را در وبلاگ قرار دادیم.برای مشاهده ی این عکس ها به ادامه ی مطلب بروید.

ادامه نوشته

مشروح نتایج مسابقات استانی اداره اوقاف سال 92

در این دوره از مسابقات که هفته ی قبل در مکان اداره اوقاف تبریز برگزار شد داورانی از اساتید بنام کشور حضور

 داشتند و قضاوت این دوره را برعهده گرفتند.

داوران این دوره عبارت بودند از: استاد غلامرضا شاه میوه‌‌ (داور لحن)، استاد محمود لطفی نیا (داور صوت)، استاد

 بهروز یاریگل (داور تجوید)، استاد معتز آقایی (داور حسن حفظ) و استاد بهمن محرم زاده (داور وقف و ابتدا).

در بخش برادران مقطع زیر ۱۶ سال، چهار رشته برگزار شد و نتایج زیر به دست آمد:

رشته حفظ ۵ جزء:

۱ـ مهدی احمدی آذر ( از حافظان موسسه )

۲- امیر رضا سالخورده

۳- محمد مهدی طالب

رشته حفظ ۱۰ جزء:

۱- محمد مهدی حسن زاده ( از حافظان موسسه )

۲- سید حسین مقدم سادات ( از حافظان موسسه )

۳- مهران عباسی ( از حافظان موسسه )

رشته حفظ ۲۰ جزء:

۱- محمد محمودی

۲- علیرضا حیدری ( از حافظان موسسه )

۳- محمد جواد بهی

و اما رشته حفظ کل قرآن کریم:

۱- امیر رضا زارعان ( از حافظان موسسه )

۲- مهدی قشملی ( از حافظان موسسه )

۳- امیر رضا قیامی ( از حافظان موسسه )

 در بخش برادران مقطع بالای ۱۶ سال سه رشته برگزار شد و نتایج زیر بدست آمد:

رشته حفظ ۱۰ جزء:

۱- محمد تقی سابقی ( از حافظان موسسه )

۲- محمد صادق رضایی

۳- هادی حامدفر ( از حافظان موسسه )

رشته حفظ ۲۰ جزء:

۱- محمد رسول آزمایش ( از حافظان موسسه )

۲- مهدی اباذری ( از حافظان موسسه )

۳- اکبر ستاری ( از حافظان موسسه )

 و اما رشته حفظ کل قرآن کریم:

۱- یحیی راثی

۲- محمد ملازاده ( از حافظان موسسه )

۳- اکبر قنبری

در این دوره از مسابقات از مجموع ۲۱ رتبه ی کسب شده، ۱۴ رتبه ی آن متعلق به حافظان سختکوش این

 موسسه میباشد. ضمن تبریک به همه ی این عزیزان و سایر حافظان محترمی که حایز رتبه شده اند و همچنین

 خانواده های محترم این بزرگواران، موفقیت تمامی این حاملان قرآن در مسابقات سراسری و تمامی

 مراحل زندگی خصوصا" در عمل به قرآن کریم را از خداوند منان خواستاریم.

 

محمد مهدی ظهوری حافظ کل قرآن کریم شد.

محمد مهدی ظهوری ، از شاگردان نمونه استاد محمد صادق زارعان ، و دارنده ی مدال نقره لیگ بین المللی پایا و همچنین صاحب مقام سوم کشوری در مسابقات بسیج دانش آموزی ، امروز عصر جشن اتمام حفظ قرآن را در محضر استاد زارعان و شاگردان کلاس برگزار نمود و در این مراسم هدیه خود را از دست استاد گرانقدرش دریافت کرد.برای این حافظ کل قرآن کریم ، آرزوی موفقیت می کنیم.ان شاءالله عکس های این جشن مبارک را به زودی در وبلاگ قرار خواهیم داد.

لازم به ذکر است در جلسات حفظ استاد محمد صادق زارعان ، که یکی از ثابت ترین جلسات حفظ در شهر تبریز می باشد ، حدود سی شاگرد به حفظ قرآن مشغول هستند که دوازده نفر از آن ها حافظ کل قرآن می باشند.برای همه این عزیزان آرزوی موفقیت می کنیم.

ان شاءالله در آینده بخش "شاگردان" را برای معرفی تمامی شاگردان استاد زارعان در وبلاگ قرار خواهیم داد.

ما را از نظرات خودتان بهره مند سازید.

التماس دعا.

پاکستان

ضمن عرض پوزش از همه ی عزیزان به جهت عدم پاسخگویی بموقع به نظراتشان و با آرزوی قبولی طاعات و عبادات همه ی روزه داران مومن به درگاه حق تعالی، به دلیل مسافرتی که جهت تبلیغ به کشور پاکستان داشتم و تقریبا دو دهه ی آخر ماه مبارک رمضان را آنجا بودم و همچنین به دلیل عدم دسترسی به شبکه ی اینترنت، متاسفانه نتوانستم وبلاگ را مدیریت کنم.ان شاءالله به زودی گزارش متنی و تصویری این سفر "پرمخاطره" را به استحضار عزیزان خواهم رساند.

همچنین اخبار موفقیت های حافظانی را که حقیر توفیق خدمتگزاریشان را دارم به همراه معرفی کاملشان در وبلاگ خواهم آورد.

التماس دعا

انتشار ترتیل تصویری کل قرآن کریم

به اطلاع کلیه علاقمندان به ساحت کلام الله مجید می رسانم مراحل پایانی ترتیل تصویری کل قرآن کریم که توسط این حقیر تلاوت شده ، در حال اتمام است و انشاءالله اواخر تابستان سال جاری (1392) رونمایی خواهد شد.این ترتیل در بهمن و اسفند ماه سال 1389 تلاوت گردیده و دی وی دی صوتی آن در بازار موجود می باشد.لازم به ذکر است قسمت هایی از این ترتیل (حدودا یک سوم کل قرآن) در ضبط دوباره آن که در اردیبهشت ماه سال جاری انجام شد ، مجددا تلاوت شده است.

امیدوارم این خدمت کوچک ، باقیات الصالحاتی برای حقیر بوده و مورد قبول ساحت قدسی حضرت حق واقع شود. ضمنا از کلیه عزیزانی که در به ثمر نشستن این اثر زحماتی را متحمل شده اند ، تشکر می نمایم مخصوصا از ریاست محترم اداره کل فرهنگ و ارشاد اسلامی استان آذربایجان شرقی ، جناب آقای دکتر داننده ،و مسئول محترم دفتر ترویج و توسعه فعالیت های قرآنی این اداره ، جناب آقای لایقی.

در ضمن از تمامی عزیزانی که از این وبلاگ بازدید می کنند ، تشکر و قدردانی می نمایم و امیدوارم این ترتیل مورد استفاده علاقمندان قرار گیرد . مارا از نظرات خود بی بهره نگذارید.

التماس دعا

مزرعه انسانيت و غريبه ای در عبور


آغاز راه


حقیر محمد صادق زارعان در روز چهاردهم اسفند ماه سال 1358 هجری شمسی در شهر تبریز دیده به جهان گشودم. پدرم روحانی و از شاگردان مكتب امام صادق (ع) بود و از همان ابتدا بنده را به مسیر قرآن و اهل بیت (ع) رهنمون شد.

اولین بار كه به طور جدی به قرائت قرآن علاقه مند شدم زمانی بود كه در سال چهارم ابتدایی تحصیل می كردم. یادم هست که در مدرسه یكی از بچه ها در آغاز سال تحصیلی جدید سر صف شروع به تلاوت سوره مباركه تین كرد، هنوز صدای بلندگو و لحن تلاوت شده را به خاطر دارم. هرچند به لحاظ فنی تلاوت ضعیفی بود اما همان لحظه مرا به عالم دیگری برد. الان هم هر زمان آن صدا را به یاد می آورم، همان عالم در ذهنم تداعی می شود. این اتفاق هم زمان شد با آشنایی من با دارالقرآن حضرت رسول (ص) شهر تبریز. برادر بزرگترم با راهنمایی یكی از دبیران مدرسه شان جناب آقای علی فخری، تلاوت قرآن را در این مسجد شروع كرد و به تبع ایشان همه اهل خانه در مسیر تلاوت قرآن قرار گرفتند.

 

 مرحوم برادرم قربانعلی زارعان

 

مرحوم برادرم در سفری كه همگی به همراه اعضای دارالقرآن، در همان اولین سال شروع تلاوت قرآن، به داشتیم؛ در سانحه دریا، اسیر امواج خروشان دریای خزر گردید و دار فانی را وداع گفت. شاید ماموریت ایشان هدایت حقیر و سایر اعضای خانواده به سمت قرآن بود و پس از این ماموریت، به دیدار معبود شتافت. ایشان یكی از اولین حفاظ شهر تبریز بودند و در همان سالی كه شروع به تلاوت و حفظ قرآن كریم كردند، سوره مباركه بقره را به حافظه سپردند و یكی از مشوقین اصلی حقیر در حفظ قرآن كریم به شمار می آیند. همچنین به لحاظ اخلاقی زبانزد خاص و عام بود و از حیث دیانت و معنویت در مراحل عالی سیر می کردند .

مرحوم برادرم با تشكیل كلاس های قرآنی در مسجد محل، اكثر جوانان و نوجوانان محل را به وادی قرآن كشاند و اكنون بعد از سالها ثمرات این تلاشها به بار نشسته و جوانانی با سابقه قرآنی در جای جای این شهر به تبلیغ دین و قرآن مشغولند. شاید به جرات بتوانم بگویم كه همه دارایی قرآنی ام را مدیون این بزرگوار هستم و در تمامی موفقیتها، یاری ایشان در ذهن و روحم به عنوان بزرگترین وسیله خداوند متعال، در هدایت حقیر به سوی قرآن می باشد. ایشان در شهریور ماه سال 1368 در سن 20 سالگی رخت از این دنیای فانی بر بستند و خداوند یكی از بهترین بندگانش را از میان معدود بندگان مقربش گلچین كرد. روحش شاد، یادش گرامی و راهش پر رهرو.

و بدین ترتیب فعالیت قرآنی حقیر در قرائت قرآن و حفظ كلام الهی از سال 1367 در دارالقرآن حضرت رسول (ص) شهر تبریز آغاز شد.

 

نفر چهارم از سمت راست ردیف اول - خودم - در مسیر دارالقرآن 

 

بالهای قنوت


راه به سوی موفقيت های قرآنی


 

فعالیت قرآنی حقیر در قرائت قرآن و حفظ كلام الهی از سال 1367 در دارالقرآن حضرت رسول (ص) شهر تبریز آغاز شد كه مسئولیت این جلسه را استاد بزرگوارجناب آقای رحیم وظیفه شعاع بر عهده داشتند و اساتیدی همچون استاد ضیایی و استاد باحجب جعفریان و خود آقای وظیفه شعاع جلسه قرائت را اداره می كردند. این جلسه كه از سال 1365 تاسیس شده بود، هر صبح جمعه از ساعت 8 صبح تا 12 ظهر پذیرای قاریان و حافظان كلام وحی بود.

اولین تلاوتی را كه در این دارالقرآن انجام دادم، تلاوت سوره مباركه قارعه بود كه در محضر استاد باحجب ارائه كردم. در ابتدای تلاوت در لفظ استعاذه به جای ترقیق لام جلاله الله آن را با تغلیظ خواندم و یادم هست كه استاد نزدیك به نیم ساعت در این باب صحبت كردند ومن که فردی کمال گرا بودم و تحمل"معمولی بودن" را نداشتم تصمیم گرفتمتمریناتم را با جدیت تمام ادامه دهم تا دیگر چنین اشکالاتی تکرار نشود.

در دومین تلاوتی كه شاید بعد از یكی دو ماه در محضر استاد گرانقدر حاج آقای ضیایی انجام دادم تلاوت اولین صفحه سوره مباركه ملك بود كه استاد بعد از اتمام تلاوت، ضمن تشویق بسیار، فرمودند: ایشان فقط یك اشكال در تلاوت داشتند و آن تفخیم حرف "را" در آخر آیات، به جای ترقیق حرف "راء" بود. در همان جلسه ایشان یك پازل چهارده معصوم (ع) به همراه 2 عدد نوار كاست خالی، به عنوان جایزه به بنده هدیه كردند و این آغاز بلند پروازی های حقیر شد، در باب تلاوت و حفظ قرآن كریم.

تجوید مقدماتی را در محضر استاد عزیز جناب آقای وظیفه شعاع فرا گرفتم و هم زمان تحت نظر استاد گرانقدرم آقای مهندس غیاث خواه شروع به حفظ جزء سی ام از قرآن كریم كردم. لازم به ذكر است كه از همان ابتدا در كنار جلسه عمومی دارالقرآن، جلسه ای تشكیل شد به نام "مجمع الحفّاظ" كه تعدادی از نوجوانان و جوانان نزدیك به 10 نفر (در ابتدای امر) زیر نظر آقای غیاث خواه مشغول حفظ قرآن بودند و جالب اینكه جلسه حفظ از ساعت 5 تا 8 صبح جمعه ها برگزار می شد و ما برای اینكه به جلسه برسیم معمولا 4 صبح از خواب بیدار می شدیم و پای پیاده بعد از 45 دقیقه پیاده روی به مسجد می رسیدیم.

به خاطر دارم در روزهای زمستان كه برف تا زانوهایمان می رسید، با چه رنج و مشقت و البته لذتی، در جلسه حاضر می شدیم و اكثر اوقات زمانی به مسجد می رسیدیم كه هنوز دقایقی تا اذان صبح باقی بود. منتظر می شدیم تا موعد اذان می رسید و بعد از اقامه ی نماز جلسه حفظ شروع می شد.

ورود استاد، جناب آقای حاج محمد عباسی نفر اول مسابقات بین المللی و از دست پرورده های استاد خدام حسینی، به شهر تبریز در سال 69 و اقامت سه ساله ایشان در این شهر فصل جدیدی در تعلیم قرائت قرآن به روی علاقه مندان تلاوت كلام الهی گشود و قرّاء بسیاری از گلستان وجود این استاد گرانقدر خوشه چینی كردند و اغلب به مراتب بالای تلاوت قرآن دست یافتند.

ایشان در طی اقامت سه ساله شان در تبریز هر هفته دو جلسه داشتند. یكی در دارالقرآن حضرت رسول (ص) صبح جمعه ها و دیگری در مسجد كدخدا باشی كه عصر چهارشنبه ها برگزار می شد و حقیر در هر دو جلسه شركت فعال داشتم و معمولا هر هفته در محضر ایشان تلاوت می كردم. جلسه دیگری كه قبل از حضور استاد عباسی در شهر تبریز در آن شركت می كردم جلسه استاد علی فخری در مسجد شكلی بود كه تلاوت ردیفی استاد مرحوم محمد صدیق منشاوی را در نزد ایشان فرا گرفتم.

لازم به ذكر است استاد علی فخری صدایی بسیار شبیه به صدای استاد مرحوم منشاوی دارند و در تلاوت قرآن به سبك ایشان از مهارت فوق العاده ای برخوردار می باشند.

در همین سالها بود (سالهای 68 تا 72) كه در اغلب مسابقات شهر تبریز و استان، مقام اول را كسب می كردم و تقریبا در رده سنی خودم رقیبی نداشتم تا اینكه در اولین مسابقه سراسری در سال 1370 در شهر كرمان شركت كردم.

 

اهدای جايزه توسط مرحوم آیت ا.. بنی فضل - مسجد ملّا حسن تبریز

 

رونق دقايق


اتفاقات سالهای 1370 و 1371


در سال 1370 در اولین مسابقه سراسری در شهر كرمان شركت كردم.

این مسابقات، همه ساله از سوی سازمان آموزش و پرورش برگزار می شود و رشته های مختلفی از قبیل قرائت، حفظ، مفاهیم، نهج البلاغه و... در آن گنجانده شده است. حقیر در آن سال در مقطع دوم راهنمایی تحصیل می كردم و در رشته قرائت شركت كرده بودم و در اولین حضورم در این مسابقات توانستم به لطف الهی رتبه اول قرائت را كسب كنم. از نكات قابل توجه در این مسابقات این بود كه بنده با آقای جواد فروغی كه بعدها از قاریان ممتاز كشور شدند؛ رقیب بودم. ایشان به لحاظ تلاوت های تقلیدی موفق به كسب رتبه ای در این مسابقات نشدند ولی با این وجود همان سال و در مراسمات مختلف تلاوتهای بسیار زیبایی از استاد عبدالباسط و استاد سعید مسلم اجرا كردند و شروع شهرت ایشان از همان شهر كرمان بود.


مسابقات کشوری دانش آموزی سال ۷۰ - کرمان

 


در سال 71 در مسابقات استانی آموزش و پرورش حائز رتبه اول شدم و به مسابقات كشوری برگزار شده در نیشابور راه یافتم. بعد از كسب رتبه اول در مرحله مقدماتی، با اعلام مسئولین برگزاری مسابقات به دلیل احراز رتبه اول در سال گذشته كه امكان شركت در رشته قرائت در مقطع راهنمایی را برای من لغو می كرد؛ رتبه اینجانب به دیگری محول شد. آن سال با كمی ناراحتی و دلخوری از مسئولان استان كه به موقع این مسئله را به بنده اطلاع نداده بودند، گذشت ولی سال بعد سالی بود كه در آن اتفاقات زیادی در مسیر فعالیت های قرآنی ام و به خصوص از حیث شركت در مسابقات برایم رخ داد و حاصل چند سال زحمت و پشتكار خودم و اساتید عزیزم به بار نشست.

 

 

پيچش نيلوفری


سال 1372


در ابتدای سال 72 برای شركت در مسابقات مقدماتی بین المللی دانش آموزی عازم تهران شدم ولی به دلیل خستگی صوتی نتوانستم قرائت خوبی اراده دهم. در تیر ماه همین سال در مسابقات سازمان تبلیغات اسلامی شركت كردم. از مرحله استانی 5 نفر به مرحله كشوری راه یافتند كه 4 نفر غیر از بنده از قاریان پیشكسوت و به نوعی از اساتید شهرمان بودند و فقط بنده در بین آنها از سن كمی برخوردار بودم.


مسابقات سراسری سازمان تبلیغات اسلامی سال ۷۲ - تهران



در این مسابقات كه در تهران برگزار شد و شرط سنی هم نداشت و تقریبا اكثر اساتید كشور از جمله استاد خودم حاج آقای عباسی هم شركت كرده بودند، توانستم به مرحله نهایی راه پیدا كنم و این در حالی بود كه هیچ یك از دوستان هم استانی، نتوانستند به این مرحله راه یابند و در مرحله نهایی نیز متاسفانه با یك غلط اعرابی نفر دوازدهم شدم. اگر این اشتباه را نمی كردم با احتساب نمرات، نفر پنجم می شدم و این در حالی بود كه استادم رتبه اول این مسابقات را به دست آوردند. همیشه حسرت می خورم كه ای كاش آن اعرابی را نمی زدم و در بین آن همه شركت كننده ی قَدَر، رتبه بهتری كسب می كردم...


استاد حاج محمد عباسی - نفر اول مسابقات سازمان تبلیغات - سال ۷۲

 


در تابستان همان سال (سال72) در مسابقات کشوری آموزش و پرورش در مقطع اول دبیرستان در رشته قرائت که در شهر خودمان (تبریز) برگزار شد رتبه اول را کسب کردم و این دومین بار بود که در مسابقات دانش آموزی حائز رتبه اول می شدم.

در پی این مسابقات، طبق روال گذشته، تمریناتم را در محضر استاد عباسی ادامه می دادم و روز به روز به قوام قرائتم افزوده می شد تا اینكه در تابستان سال 72 به قوی ترین مسابقاتی كه در سطح كشور برگزار می شد راه یافتم؛ یعنی مسابقات اداره اوقاف و امور خیریه. این مسابقات همه ساله در رشته های قرائت و حفظ در مقاطع زیر و بالای 16 سال برگزار می شود و نفرات برتر كشوری به مسابقات مختلف بین المللی راه پیدا می كنند. در واقع این مسابقات، میدانی است كه تمامی منتخبین استانها در آن حضور پیدا می كنند و رقابت در آن بسیار سنگین و نزدیك به هم می باشد. در سال 72 مسابقات اوقاف در شهركرد برگزار شد و بنده در این دوره از مسابقات به حول و قوه الهی توانستم رتبه اول را كسب كنم.

در این مسابقات، استان آذربایجان شرقی بیشترین رتبه را نسبت به استان های دیگر كسب كرد. استاد محمد عباسی از استان آذربایجان شرقی در رشته قرائت بالای 16 سال حائز رتبه اول شد. آقای دكتر حسین كرمی از اردبیل (كه در آن زمان جزء استان آذربایجان شرقی بود) در همین مقطع رتبه دوم را به دست آورد. در رشته حفظ15 جزء زیر 16 سال، رضا مسعودی و در 5 جزء زیر 16 سال عبدالمجید زینالی، رتبه های اول را احراز نمودند. در رشته حفظ كل زیر 16 سال حاج وحید غفران نیا رتبه سوم را به دست آورد. و در مجموع در این مسابقات 6 رتبه توسط استان آذربایجان شرقی كسب شد.

یكی از بركات این مسابقه، آشنایی حقیر با استاد حاج عباس سلیمی بود كه یكی از مفاخر قرآنی كشورمان به شمار می آید. ایشان یك ماه بعد از مسابقات در سفری كه به تبریز داشتند، به همراه استاد مرحوم حاج آقای اربابی و حاج محمد عباسی به منزل ما تشریف آوردند و حقیر را بسیار مورد عنایت خویش قرار دادند.


محمدصادق زارعان - استاد مرحوم حاج آقای اربابی - استاد حاج عباس سلیمی

 


آخرین برنامه ای كه در سال 72 داشتم حضور در مسابقات بین المللی ایران به عنوان قاری افتخاری بود كه استادم آقای عباسی نماینده ایران در این مسابقات بودند و بنده هم در محل حسینیه ارشاد (محل برگزاری مسابقات)، به تلاوت قرآن پرداختم و برای اولین بار در 14 سالگی فضای مسابقات بین المللی را تجربه كردم.

 

 

عقربه های ترك خورده


سالهای تاريك


بعد از مسابقات سراسری شكوفه های قرآن در سال 72 كه موفق به كسب رتبه اول شدم، نشانه هایی از تغییر صدا را درخود احساس کردم و در تلاوتی كه در مسابقات بین المللی همان سال به صورت افتخاری داشتم این تغییر صدا کاملا مشهود بود! این وضعیت برایم ناگوار می نمود چرا كه صدایم كیفیت خود را به مرور از دست می داد و دورگه می شد. بنده كه مورد احترام جامعه قرآنی بودم و به لحاظ سطح تلاوت در اوج به سر می بردم؛ با این تغییر صدا، موقعیتم را به تدریج از دست می دادم و این برای نوجوانی به سن من بسیار ثقیل و ناراحت كننده بود. متاسفانه همزمان با این اتفاق، استادم حاج آقای عباسی را هم از دست دادم و ایشان به تهران برگشتند و من ماندم و...

احساس می كردم باید صدایم را حفظ كنم. فشار زیادی را به حنجره ام وارد كردم و متاسفانه به دست خودم ناخواسته آسیب هایی را به حنجره ام وارد نمودم. دیگر، از تلاوت های مجلسی در محافل مختلف خبری نبود. دیگر از آن تشویق ها و احترام ها خبری نبود. تازه می فهمیدم زارعان را به خاطر صدایش دوست داشتند، تازه حس می كردم ارزش زارعان فقط به صدا و نغمه های دلپذیری بود كه می خواند نه به خاطر...

من كه به لحاظ شخصیتی آدم كمال گرایی بودم، تحمل این وضعیت برایم ناگوار بود. قلبم از خیلی ها شكست اما كسی نبودم كه به این راحتی میدان را خالی كنم. باید كاری می كردم. باید دوباره در اوج قرار می گرفتم. سال 73 و 74 برایم سالهای تاریكی بودند و خاطرات ناگواری برایم رقم خورد.


محمدصادق زارعان - سال ۶۹

 


در سال 73 در مسابقات حفظ 10 جزء اوقاف در استان سمنان شركت كردم در حالی كه حدود 8 جزء از قرآن را حفظ بودم و متاسفانه هیچ رتبه ای به دست نیاوردم. همان سال دبیرستانم را عوض كرده بودم و به خاطر رتبه های كسب شده، مسئولان یك مدرسه غیرانتفاعی، بنده را به مدرسه خود برده بودند اما در مسابقات دانش آموزی حفظ همان سال كه در كرمانشاه برگزار شد، رتبه پنجم را كسب نمودم و این برای بنده كه همیشه حائز رتبه اول بودم، بسیار تاسف بار بود. به هر حال افت صوتی همراه با افت روحیه  باعث شد مدتی فعالیتهای قرآنی ام ضعیف شود! به خصوص كه درسهای مدرسه نیز سنگین شده بود و بنده كه علاقه چندانی به رشته ریاضی و فیزیك نداشتمتكالیف درسی را به سختی و با اكراه انجام می دادم.

در آن سالها كسی سراغی از ما نمی گرفت. انگار كه اصلا فردی به نام زارعان با این همه مقام اول كشوری یا استانی وجود خارجی نداشت. در آن چند سال به لحاظ روحی ضربه سنگینی را متحمل شدم و این موجب شد تا به پوچ بودن این مقام ها و رتبه ها پی ببرم و همچنین معنی واقعی دوست داشتن را نیز فهمیدم...

 

 

تولّدی دوباره


راه قرآن با شروعی دوباره


در سال آخر دبیرستان در رشته حفظ به مسابقات سراسری راه یافتم. و رتبه اول رشته حفظ آن مقطع را کسب نمودم و این سومین رتبه اولی من در مسابقات دانش آموزی بود؛ دو بار در رشته قرائت و این بار در رشته حفظ. در این مسابقات با لحن استاد هانی بن عبدالرحیم رفاعی تلاوت کردم که مورد توجه بعضی از دوستان قرار گرفت و این انگیزه ای شد برای آغاز دوباره فعالیتم در رشته ترتیل و حفظ.در سال 76 در دانشگاه سراسری در رشته عمران (نقشه برداری) در مقطع كاردانی قبول شدم و هرچند هیچ علاقه ای به این رشته نداشتم ولی تحت فشار خانواده و جامعه ثبت نام كردم. جالب اینكه در مدت 2 سالی كه در این رشته تحصیل می كردم، تمامی افكار و اندیشه هایم حول محور حفظ قرآن می چرخید؛ فقط حفظ و حفظ و حفظ.

تا آن روز با الحان اساتیدی همچون منشاوی، حصری، هانی الرفاعی و ابوبكر الشاطری آشنا شده بودم. در خوابگاهی كه در آن سكونت داشتیم، دوستی داشتم اهل سنّت و علاقه مند به قرآن كه هم اتاقیم بود. روزی ایشان نواری برایم آورد از استاد سعد الغامدی، نوار ترتیل جزء یك.

از آن روز به بعد، هر روز، صبح تا شب، كارم استماع این نوار بود. از ایشان خواستم سری كامل نوارهای استاد را برایم بیاورد و ایشان از طریق دایی خود كه در كشور امارات زندگی می كردند؛ این نوارها را تهیه نمودند. و این شروع آشنایی بنده بود با اساتید دیگری در عرصه ترتیل. اساتیدی همچون مشاری العفاسی، محمد جبریل، محمد ایوب، عبدالله مطرود، ماجد الزامل، عبدالودود حنیف، صلاح الهاشم، ماهرالمعیقلی، ابوبكر الشاطری، سعدالغامدی، هانی الرفاعی، قحطانی، مصطفی اللّاهونی، عادل مسلم، سعودالشریم و...

در سال 76 در مسابقات دانشجویی كه در شیراز برگزار شد، در حفظ 4 جزء رتبه اول كشوری را كسب كردم.

در همان سال در حفظ 10 جزء بسیج، حائز رتبه چهارم شدم. هرچند از لحاظ حسن حفظ، بدون توپوق خوانده بودم اما هنوز صدایم آن قدرت و گیرایی لازم را نداشت. این مسابقات باعث شد تا به طور كاملا جدی تمریناتم را روی صدا متمركز كنم. با اینكه قسمتی از كیفیت و اوج صدایم تقریبا از بین رفته بود ولی با عنایت خداوند متعال توانستم تا حدی صدایم را بازسازی كنم.

همچنان تمریناتم را در صوت و لحن ادامه می دادم و هر روز الحان جدیدی را از اساتید مختلف تقلید می نمودم. شاید بیش از 30 استاد را تقلید محض كردم و این باعث شد از لحاظ لحنی در سطح خوبی قرار بگیرم. در هر جا نوار جدیدی پیدا می كردم، سریع گوش می دادم و اگر آهنگی به دلم می نشست، تقلید می كردم و آنقدر آن آهنگ ها را می خواندم تا ملكه ذهنم شود و سپس آنها را در آیات دیگری پیاده می كردم. بعضی اوقات به قدری محو خواندن می شدم كه گذر زمان را فراموش می كردم. بارها اتفاق افتاده بود كه ساعت 11، 12 شب شروع به خواندن ترتیل می كردم و زمانی متوجه خودم می شدم كه صدای اذان به گوشم می رسید! یك شب از ساعت 11:30 شروع كردم و 6 ساعت تمام بدون وقفه ترتیل خواندم. در این 6 ساعت توانستم 5 جزء را از حفظ بخوانم.

 

 

چرخ كبود


اتفاقات سالهای 1377 و 1378


در سال 77 برای دومین بار در مسابقات دانشجویی كشوری شركت كردم كه در تهران برگزار می شد و در حفظ 20 جزء مقام سوم را كسب كردم. در همان سال بعد از چند دوره دوری از مسابقات اوقاف، تصمیم گرفتم در رشته حفظ 20 جزء در این مسابقات شركت كنم. مسابقات اوقاف در آن سال در شهر همدان برگزار شد. خودم را آماده كردم. مرورهایم را انجام می دادم و روز به روز آماده تر می شدم ولی هنوز تسلط كافی نداشتم. همه 20 جزء را مرور كردم به جز 7 صفحه از ابتدای جزء 13. اتفاقا سؤال دوم هم از هفتمین صفحه جزء 13 بود. با اینكه سؤال اول را بدون اشتباه خوانده بودم و از لحاظ صوت و لحن و تجوید، بالاترین نمره را داشتم اما سؤال دوم را نخواندم و حذف شدم. از شدّت ناراحتی چند ساعت با كسی حرف نمی زدم. دلیل مرور نكردن آن 7 صفحه هم، دوستان هم اتاقیم بودند كه با شلوغی و سر و صدای زیاد مانع ایجاد فرصتی برای مرور آن 7 صفحه شدند و با اینكه چندین بار تذكر داده بودم ولی... به هر حال بعد از چند ساعت ناراحتی و افسردگی، احساس دیگری در من به وجود آمد. نیرویی كه باعث شد جان دوباره ای بگیرم و این شكست را مقدمه پیرو زی های آ‍ینده سازم.

همان روز شروع به برنامه ریزی كردم تا خودم را برای مسابقات آینده آماده كنم. بعد از چند ماه تلاشهایم نتیجه داد و در رشته حفظ 20 جزء مسابقات بسیج در سطح كشور، رتبه اول را كسب كردم و از این طریق جواز حضور در مسابقات سراسری اوقاف سال آینده را به دست آوردم. سال 78 برای سومین بار در مسابقات سراسری دانشجویان كه در مشهد مقدس برگزار شد، شركت نمودم و به حول و قوه الهی موفق به كسب رتبه اول شدم. بدین ترتیب بیش از پیش خود را آماده حضور در مسابقات كشوری اوقاف كردم.

در تابستان سال 78 مسابقات اوقاف در شهر مقدس قم برگزار گردید و بنده توانستم به یاری خداوند منان رتبه اول این مسابقات را در رشته حفظ 20 جزء به دست آوردم و به عبارت دیگر نماینده ایران در مسابقات بین المللی كشورمان شوم. این اولین حضور بنده در مسابقات بین المللی به عنوان شركت كننده بود.


بازگشت از مسابقات بین المللی ایران - سال ۷۸

 


تمرینات زیادی را برای حضور در این مسابقات انجام دادم. دوست داشتم نماینده شایسته ای برای كشورم باشم. تمریناتم بیشتر حالت كیفی داشت تا كمّی. كلا بنده معتقد به مرور كیفی هستم یعنی حافظ طوری مرور كند كه محفوظات، عمیقا در مغز و جانش نقش ببندد مانند كنده كاری كه بر روی سنگ انجام می دهند، حافظ باید طوری تمركز كند كه از تمام افكار زاید رها شده و فقط به فكر تصویر صفحه ای باشد كه تلاوت می كند. علاوه بر آن باید دارای حسی باشد كه با تمام لذّت مرور كند و خود را در صحنه مسابقات تصور كرده و در خیال خود بهترین تلاوت را ارائه دهد.

با این اوصاف، مروری كه انجام می شود كاملا در ذهن و جان حافظ نقش می بندد و به این زودی كمرنگ نمی شود. بنده در اكثر مسابقاتی كه شركت كرده ام. تعداد دورهای مرورم بیش از دو یا سه بار نشده است. بر فرض مثال برای حضور در مسابقات بین المللی سال 82 كه در رشته حفظ كل شركت كرده بودم، در مرحله كشوری تعداد مرورهایم دوبار و برای مرحله بین المللی یك بار و نصفی بود!!! یعنی یك بار كل قرآن را مرور كردم و بار دوم تا جزء 14 خواندم!

در مرحله مقدماتی مسابقات بین المللی سال 78 ایران در رشته حفظ 20 جزء رتبه اول را كسب كردم اما به دلیل سرماخوردگی در مرحله نهایی دوم شدم.

 

 

كعبه عشق


سال 1379 و مسابقات بين المللی عربستان


در سال 79 مجددا در رشته حفظ 20 جزء شركت كردم و در مرحله كشوری به مقام دوم رسیدم و در پی آن به مسابقات بین المللی عربستان اعزام شدم.

بنده به همراه چهار تن دیگر به این مسابقات اعزام شدیم. آقای محمد حاج ابوالقاسم در رشته حفظ كل با تفسیر یك جزء، آقای محمد مصطفی پور در رشته حفظ كل، بنده در رشته حفظ 20 جزء، آقای محسن بیات در رشته حفظ 10 جزء و آقای مجید فقیه در رشته حفظ 5 جزء همراه با قرائت شركت كردیم.

مسابقات در 2 سالن برگزار می شد. یكی سالن اصلی با حضور همه شركت كنندگان و داوران اصلی و دیگری سالن فرعی كه فقط شركت كنندگان رشته 20 جزء و حفظ كل در آن حضور داشتند. مسابقات در شهر مكّه و در هتل انتركونتیننتال برگزار می شد. ما در مدت حضورمان در مكّه مكرمه سه مرتبه محرم شدیم و اعمال عمره مفرده را به جای آوردیم. این اولین باری بود كه به خانه خدا مشرف می شدم.


محمدصادق زارعان - استاد مرحوم محمد عربی القبانی - مسابقات عربستان سال ۷۹

 


در این مسابقات آقای حاج ابوالقاسم رتبه دوم را به دست آورد و آقای مجید فقیه رتبه اول را كسب كرد ولی آقای محسن بیات كه در سالن اصلی بودند، ارائه مناسبی از محفوظاتشان نداشتند و رتبه ای احراز ننمودند. البته لازم به ذكر است كه ظاهرا مسئولان مسابقات عربستان، تمایل چندانی به دادن رتبه به حافظان ایرانی ندارند و تا حد ممكن، به اندازه ای كه شبهه ای ایجاد نشود حق حافظان ایرانی را تضییع می كنند. معمولا رشته هایی كه در سالن اصلی برگزار می شود، به دلیل اینكه همه شركت كنندگان شاهد ارائه حافظان می باشند مجال زیادی برای اجحاف وجود ندارد و اگر حافظی بتواند برنامه خود را به خوبی ارائه دهد، امیدوار به كسب رتبه خواهد بود ولی این شرایط در سالن فرعی وجود ندارد.

در سالن فرعی هر چقدر هم با تسلط ارائه دهی امكان كسب رتبه بسیار ضعیف است و متاسفانه بنده هم باید در سالن فرعی مسابقه می دادم. به نظر حقیر آقای حاج ابوالقاسم شایستگی كسب رتبه اول را داشت، چون بدون كوچكترین توپوقی محفوظاتش را ارائه داد و در تفسیر هم بسیار خوب بود. در حالی كه مسئولان مسابقات حافظ عربستانی خود را نفر اول اعلام كردند كه هرچند فقط یك توپوق داشت ولی از لحاظ صوت و لحن بسیار ضعیف بود. متاسفانه آقای محسن بیات كه فرصت خوبی برای كسب رتبه داشت. با ارائه ضعیف محفوظاتش این فرصت را از دست داد!


مسابقات عربستان - مدینه النبی - سال ۷۹

 


در این مسابقات از حافظان 20 جزء 4 سؤال می پرسیدند ولی تعداد صفحات تلاوت بستگی به نظر داور داشت. بنده بیشترین تلاوت را در میان كل شركت كنندگان داشتم یعنی 8 صفحه. و در طول ارائه، فقط دو سه توپوق كوچك داشتم. این در حالی بود كه آقای حاج ابوالقاسم كه حافظ كل بود و 5 سؤال از ایشان شد، 7 صفحه تلاوت كردند. دلیل این اختلاف تلاوت در مورد تعداد صفحات، به گفته مسئولان و داوران مسابقه این بود كه وقتی می دیدند حافظی قوی می خواند برای اینكه این امر برای تمامی حضّار مسجّل شود، تعداد صفحات بیشتری را می پرسیدند! ولی ما دیدیم كه اینها همه حرف بود. بنده كه بیشترین تلاوت را در بین همه شركت كنندگان داشتم هیچ رتبه ای به بنده ندادند. تلاوتی كه در عربستان انجام دادم تقریبا از نظر خودم بسیار قوی بود مخصوصا از لحاظ صوت و لحن! بعد از اتمام تلاوتم به اتفاق آقای حاج ابوالقاسم نظر استاد محمد عربی القبانی را در مورد تلاوتم پرسیدیم، ایشان فرمودند: بَكَّیتنی جِدّاً. یعنی اشك مرا درآوردی! ایشان در آنجا داور بودند و اخیرا به رحمت خدا رفته اند. ایشان در رشته ابتهال در كشور سوریه، یكی از بزرگترین اساتید دنیا به شمار می رفتند. علی ای حال نظر دیگر داور پاكستانی را در مورد كسب رتبه پرسیدیم. ایشان فرمودند بنده نمره كامل را دادم ولی مسئولان مسابقه خودشان تعیین می كنند كه چه كسی اول یا دوم شود!!

جالب اینكه شركت كننده عربستانی در رشته حفظ 20 جزء كه رقیب بنده بودند؛ در حد نهایت افتضاح خواندند ولی با نهایت تعجب دیدیم كه رتبه پنجم را به ایشان دادند. به هر حال ما كه نفهمیدیم ملاك دادن رتبه از نظر آنها چه بود؟


 بازگشت از مسابقات عربستان - سال ۷۹


 

سوته دلان


مسابقات عربستان از ديدگاه ديگران


و جالب تر اینكه سال بعد از آن آقای وحید غفران نیا به عنوان شركت كننده حفظ كل در این مسابقات شركت كرده بودند، ایشان تعریف می کردند: با ارتباطی كه با مسئولان مسابقه برقرار كرده بودم، نمرات را دیدم و متوجه شدم رتبه دوم هستم ولی در اختتامیه هیچ اسمی از من نبردند و رتبه ای ندادند. ایشان می گفتند بعد از این جریان نامه نگاری های فراوانی انجام دادم و پی گیری های زیادی كردم كه بالاخره این سماجت، نتیجه داد و مسئولان عربستانی مجبور شدند بعد از یكی دو سال بنده را به عنوان نفر دوم اعلام كنند و جایزه ام را مسئول مسابقات عربستان در سفری كه به ایران داشت، همراه با تقدیر نامه ام به من تحویل دادند! می گویم واقعا جای تعجب دارد كه به چه راحتی حق را ناحق می كنند و حتما برای این كارهایشان هم از مفتی های خود اجازه نامه دارند! آقای كریم منصوری قاری برجسته كشورمان كه سالها پیش در این مسابقات شركت كرده بودند، می گفتند بنده در رشته قرائت شركت كرده بودم و با توجه به سطح پایین مسابقات در رشته قرائت، انتظار رتبه اول را داشتم ولی با نهایت تعجب دیدم كه مرا دوم اعلام كردند. بسیار ناراحت بودم كه چرا به این آشكاری حق مرا تضییع می كنند؟! ایشان می گفتند یكی از دوستان آنجا به شوخی به من می گفت: اینها به حضرت علی (ع) رتبه چهارم را دادند، تو باید خوشحال باشی كه رتبه دوم را به تو داده اند!!!


محمدصادق زارعان - وحید غفران نیا - محمد حاج ابوالقاسم


به هر حال تلخی حق كشی در این مسابقات را با شیرینی حضور در سرزمین وحی تحمل كردیم ولی بنده كه در آن زمان جوانی نورس بودم و همه عالم و آدم را مثل خودم صاف و ساده و صادق می پنداشتم؛ ضربه سنگینی خوردم و تا مدتی تلخی این حق كشی آزارم می داد و خواه ناخواه به یاد زمان صدر اسلام می افتادم كه چگونه پیامبر عزیزمان و امامان معصوممان را با كج فهمی و جهالت زجر می دادند و...

 

 

جادوی لبخند


آرزوی به بار نشسته


در طول این سالها و سالهای بعد، غیر از مسابقات اوقاف در مسابقات زیاد دیگری شركت می كردم. از جمله مسابقات بسیج، مسابقات تربیت بدنی، مسابقات مهد قرآن و چند مسابقه دیگر كه معمولا رتبه های برتر را كسب می نمودم و به دلیل كم اهمیت بودن نسبت به مسابقات اوقاف از ذكر آنها خودداری می كنم. حفظ كل قرآن را تقریبا در سال 78 به اتمام رساندم و در سالهای 78 و 79 در مسابقات، در رشته حفظ 20 جزء شركت می كردم. در سال 80 خود را برای حفظ كل آماده كردم. مسابقات سراسری در استان اردبیل برگزار شد. در مرحله مقدماتی هر سه سؤال را بدون كوچكترین نقصی تلاوت كردم و رتبه اول را در مرحله مقدماتی كسب نمودم اما در مرحله نهایی نتوانستم با تسلط محفوظاتم را ارائه دهم و رتبه سوم را به دست آوردم اما شركت كننده خراسان اعتراض كرد و سوم شد و بنده به رتبه چهارم تنزل پیدا كردم. از به دست آوردن رتبه سوم راضی بودم چرا كه خودم را شایسته رتبه اول نمی دیدم ولی بعد از تغییر رتبه ام به رتبه چهارم باید اذعان كنم كه خیلی ناراحت شدم...

با اینكه رتبه چهارم را كسب كرده بودم و امیدی به اعزام به مسابقات بین المللی كشورهای خارجی را نداشتم اما در دلم از خدا خواستم تا اسباب اعزام به یك مسابقه بین المللی را در سال 80 برایم فراهم سازد. یكی از شاگردانم جهت تشرف به عمره مفرده عازم حرمین شریفین، مكه مكرمه و مدینه منوره بود. زمانی كه برای خداحافظی و طلب حلالیت پیشم آمد، از او التماس دعا كردم و قصدم دو حاجت بود كه یكی اعزام به یك مسابقه بین المللی در همان سال بود، به او گفتم از همین الان كه التماس دعا می كنم از خدا حاجات مرا بخواه! چند روز بعد ساعت 10 صبح قرار بود ایشان به سمت كشور عربستان پرواز كنند. همان ساعت به آسمان نگاه می كردم و هواپیما را می دیدم و به فكر فرو رفته بودم. در همان لحظه زنگ تلفن به صدا درآمد. از اوقاف تهران بودند. گفتند می خواهی به مسابقات بین المللی كشور اردن اعزام شوی؟ و این چنین در سال 80 در رشته حفظ كل قرآن به مسابقات كشور اردن اعزام شدم.

 

 

مسابقات بین المللی کشور اردن - سال ۸۰

مخمل خاطره


مسابقات كشور اردن


یك ماه مانده به مسابقات كشور اردن تصمیم گرفتم در تلاوتم تغییری ایجاد كنم و مدّهای منفصل را به صورت قصر بخوانم. حدود یك ماه تمام تمریناتم و مرورهایم را با این شیوه انجام دادم. در آن زمان با یكی از شاگردانم نزدیك یك ماه هر روز 7،8 ساعت تمرین می كردم تا اینكه موعد مسابقه فرا رسید. مسابقات به دلیل اینكه در ماه مبارك رمضان برگزار می شد؛ در ساعات بعد از افطار حدود ساعت 7 شروع شده و تا پاسی از شب ادامه می یافت. هر شب قبل از شروع رسمی مسابقات چند نفر به صورت افتخاری تلاوت می كردند. در اولین شب مسابقات بنده نیز برای تلاوت افتخاری اعلام آمادگی كردم و سوره مباركه (ص) را به تقلید از استاد مشاری راشد العفاسی با شیوه قصر مدهای منفصل تلاوت كردم. در پایان تلاوتم یكی از داوران ضمن تذكراتی اشاره كردند كه ملاك داوری در مسابقات كشور اردن قرائت حفص از عاصم به طریق شاطبیه است كه در این طریق باید مدّهای منفصل 4 حركت كشیده شوند! با این تذكر داور، دنیا بر سرم خراب شد! باید ریتم تلاوتم را تغییر می دادم و مدها را می كشیدم. به هر حال از اینكه قبل از تلاوت مسابقه ام متوجه این موضوع شده بودم، خدا را هزار مرتبه شكر می كردم چرا كه اگر به شیوه قصر تلاوت می كردم، قطعا از مسابقات حذف می شدم!

همان شب تا صبح بیدار ماندم و صفحاتی را از جاهای مختلف قرآن انتخاب كرده و تمرین كردم. چندان هم سخت نبود. به هر حال شب بعد مسابقه ام را ارائه دادم و بحمدالله توانستم رتبه سوم این مسابقات را در رشته حفظ كل قرآن كریم كسب نمایم. نفر اول در این مسابقات حافظی از كشور عربستان و نفر دوم از كشور لیبی بود كه با هر دو نفر آنها رابطه دوستی صمیمانه ای داشتم و خاطرات به یاد ماندنی زیادی در آنجا با هم داشتیم. از جمله اینكه روزی وارد اتاق "یاسر بن حمد العاصم" دوست عربستانی ام شدم، هرچه نگاه كردم تلویزیونی در اتاق ندیدم. گفتم در اتاق تلویزیون نداری؟ گفت چرا دارم، داخل كمد است! نگاه كردم، دیدم سیم تلویزیون را به دورش پیچیده و گذاشته داخل کمد! گفتم این دیگر چه كاری است؟ گفت: یأخُذُ الوَقت! یعنی وقت را می گیرد!


شرکت کننده از قطر - شرکت کننده از اندونزی - محمدصادق زارعان

 


یك روز شركت كننده اندونزی از من پرسید چرا هنگام نماز تربت نداشتی گفتم جهت تقیه؛ گفت: در اسباب و وسایلت تربت داری؟ گفتم: بله دارم. اما مگر شما سنّی نیستید؟ گفت: چرا، قبلاً سنّی بودم چندی است شیعه شده ام و در منزلم كلاسهای قرآن دارم و عكس بزرگی از تصویر امام خمینی (ره) را بر روی یكی از دیوارهای منزلم نصب كرده ام!

شبها با بعضی از دوستان شب نشینی داشتیم و از تجربیات همدیگر استفاده می كردیم. در یكی از شبها شیخ بسّام (شركت كننده عراقی) مطلبی را در مورد حادثه 11 سپتامبر گفت. اینكه اشاراتی در قرآن به این حادثه شده است آیه 110 سوره توبه كه كلمه جُرُفٍ هار در آن آمده است و اینكه سوره توبه نهمین سوره قرآن است و سپتامبر نهمین ماه میلادی است و این آیه در جزء 11 قرار دارد و این اتفاق در یازدهم ماه سپتامبر اتفاق افتاده و اینكه آن برجها 110 طبقه بودند و این جریان در آیه 110 آمده است که مضمونش شبیه اتفاقی است كه افتاد و مطالبی از این قبیل.


محمدصادق زارعان - نفر دوم از سمت چپ - اردن - سال ۸۰

 

اقامت 9 روزه من در عمان پایتخت كشور اردن به پایان رسید و شب آخر، حائزین رتبه های برتر جوایز خود را از دست پادشاه اردن دریافت كردند. در مسیر بازگشت از اردن در فرودگاه دبی آقایان محمد مصطفی پور و مهدی عباسی دو تن از حافظان كل قرآن كریم را دیدم كه از مسابقات بین المللی كشور مصر باز می گشتند.

 

 

تيغ آفتاب


مسابقات مصر



مسابقات سراسری اوقاف - شیراز - سال ۸۱

 


در سال 1381 در مسابقات سراسری اوقاف دوباره در رشته 20 جزء شركت كردم و در شهر شیراز رتبه اول این مسابقات را كسب نمودم و قرار شد به عنوان نماینده جمهوری اسلامی ایران در مسابقات كشور مصر شركت كنم. چهار نفر از طرف ایران به این مسابقات معرفی شده بودند. 4 روز مانده به موعد مسابقات از طرف اوقاف اعلام كردند كه كشور مصر به دلایل سیاسی به بنده و یك نفر دیگر ویزا نداده است و فقط به دو نفری كه سن شان پایین بود ویزا صادر كرده است و بدین ترتیب مسابقات بین المللی مصر را از دست دادم!

حرم حبيب


دومين سفر حج


همه ساله از طرف اداره اوقاف تهران، تعدادی از برگزیدگان كشور را جهت آزمون حج دعوت می كنند و حدود 30 نفر به عنوان كاروان قاریان و حافظان جهت تبلیغ قرآن به حج تمتع اعزام می شوند. در سال 81 بنده نیز به دلیل اینكه در مسابقات شكوفه های قرآن در سال 72 اول شده بودم، به این آزمون دعوت شدم و پس از تلاوتهای تحقیق و ترتیل، برای اعزام پذیرفته شدم و این دومین بار بود كه قدم به سرزمین وحی می نهادم؛ با این تفاوت كه این بار برای حج واجب مشرف می شدم!

در دی ماه سال 81 به مدت یك ماه به حرمین شریفین، مكه مكرمه و مدینه منوره مشرف شدم و برنامه هایی را در مكانهای مختلف اجرا كردم. از جمله دو برنامه در طبقه دوم مسجدالحرام روبروی ناودان طلا در بین جمعیت كشورهای مختلف داشتم و یك برنامه در بین حجاج كشور امارات و چند برنامه در بعثه مقام معظم رهبری و سایر بعثه ها.

 

 

حج تمتع - کاروان قاریان و حافظان ایران - سال ۸۱

آدمكهاي بي نشان


اولين خاطره در مكه


هرچند حضور در بیت الله الحرام و مسجدالنبی و سایر اماكن مقدسه، لحظه لحظه اش خاطره است اما از این میان دو حادثه و خاطره بیشتر از همه در ذهن و جانم اثر گذاشته و مانده است.

اولین خاطره مربوط می شود به برنامه كاروان قاریان و حافظان جمهوری اسلامی ایران در طبقه دوم مسجدالحرام كه هر شب حدود ساعت 10 شب به مدت یك ساعت برگزار می شد و قاریان و حافظان ایرانی به اجرای برنامه می پرداختند. سجاده ای در وسط انداخته می شد و جمعیت دور این سجاده می نشستند و كسانی كه اجرای برنامه داشتند بر روی همین سجاده برنامه خود را اجرا می كردند از سیستم صوتی و میكروفن خبری نبود. هیچ گونه تشریفاتی وجود نداشت نه مجری نه دكور و نه اعلان قبلی.

اولین قاری كه شروع به تلاوت می كرد، جمعیت از نژادها و زبان ها و كشورهای مختلف به تدریج جمع می شدند و برنامه رسمیت پیدا می كرد. البته مسئولین مسجدالحرام، خصوصا نیروهای اطلاعاتی هر از چند گاهی مانع این برنامه می شدند و ما نقل قولهای زیادی را قبل از این در مورد این برنامه شنیده بودیم اما خودمان به چشم ندیده بودیم. به هر حال شبی از همین شبها، بنده به عنوان حافظ به اجرای برنامه پرداختم و بحمدلله برنامه خوبی شد و اتفاق خاصی هم نیفتاد و بعد از من یكی از قرّاء بین المللی كشورمان جناب آقای صالح اطهری فرد شروع به تلاوت كرد. دوربین های مدار بسته، جلسه را تحت نظر داشتند و ما می دیدیم كه تمامی دوربین ها به سمت جمعیت برگردانده می شوند. یواش یواش سر و كلّه چند مامور سعودی پیدا شد. یكی از آنها به سمت آقای اطهری فرد آمد و به او اشاره كرد كه تلاوتش را قطع كند اما ایشان بدون توجه به تذكر او به تلاوت خود ادامه داد. مامور كه ظاهرا كمی عصبانی و ضایع شده بود، قرآن را از دست ایشان گرفت تا بلكه تلاوت قطع شود اما آقای اطهری فرد باز هم بدون توجه به آن مامور چشمان خود را بسته و دستانش را به گوش برده و تلاوتش را ادامه داد. دیگر مامور از عصبانیت سرخ شده بود و داشت دیوانه می شد كه به یكباره متوجه شدیم سجاده را از زیر پای آقای اطهری فرد كشید و ایشان بر روی زمین ولو شدند. صدای صلوات و تكبیر از میان جمعیت بلند شد و بعضی هم مامورین را لعن و نفرین می كردند. چند نفر از شیعیان غیرتمند لبنانی آقای اطهری فرد را دوره كردند و مانند محافظ دورش نشستند و ایشان دوباره به تلاوتش ادامه داد. مامور ملعون وقتی دید كار دیگری از دستش برنمی آید، دست از پا درازتر راهش را گرفت و رفت!

شب بعد قرار بود یكی از حافظان كه حدود 14، 15 سال داشت، در آنجا برنامه اجرا كند ولی ظاهرا كمی اضطراب داشت و از جریان دیشب كمی ترسیده بود! وقتی مسئول كاروان متوجه این قضیه شد، بنده را صدا كرد و گفت: ظاهرا دوستمان كمی مضطرب است. برای اینكه احساس آرامش كند، شما دو نفری با هم برنامه اجرا كنید. بنده هم به شوخی به آن دوست حافظمان گفتم نگران نباش، دو نفری روی سجاده می نشینیم، سنگین می شود، مامورین نمی توانند بلندش كنند!! ولی با عنایت خداوند آن شب برنامه اجرا شد و مشكلی پیش نیامد. شبهای بعد مامورین دیگر كاری به كار جلسه نداشتند ولی با دوربین ها دائما جلسه را رصد می كردند. بعضی وقتها هم پنكه ها را از كار می انداختند تا هوا گرم شده و جمعیت تجمع نكنند!


 مسجدالحرام - طبقه دوم - روبروی ناودان طلا - حج تمتع - سال ۸۱

 

جشن باران و سكوت


خاطره استثنايی حج


خاطره دوم شاید كمی شخصی باشد و نقلش برداشت های متفاوتی در ذهن مخاطب ایجاد كند اما پناه می برم به خداوند منان از شرّ نفسم و اینكه این سخنان از نفسم سرچشمه گرفته باشند و امیدوارم نقل این خاطره كه ممكن است برای هر كسی از جمله بنده سرا پا تقصیر و روسیاه اتفاق بیفتد، عاملی باشد جهت بیان عظمت آیات نورانی قرآن.

تمام وقایعی كه در این خاطره برایم اتفاق افتاد نه به اراده خودم بلكه احساس می كردم كسی مرا با خود همراه كرده است و من فقط مامور به انجام آن بودم!

قبل از نقل خاطره باید بگویم در مدینه هر روز برای كسانی كه فوت می كردند، بعد از نمازهای واجب نماز میت می خواندند و بعد در قبرستان بقیع دفن می كردند. در یكی از روزهایی كه در مدینه اقامت داشتیم، مانند تمامی روزها، چند میت آوردند و بعد از نماز مغرب بر آنها نماز خواندند و برای دفن به سمت قبرستان بقیع بردند. در همین حال یكی انگار به من القاء می كرد كه با آنها وارد قبرستان شو و قبور ائمه بقیع را زیارت كن! چرا كه دور قبور ائمه حصاری كشیده بودند و هیچ موقع اجازه نزدیك شدن به آنها را نمی دادند و حتی وقتی از دور به قصد زیارت قبور گریه می كردیم، مامورین می خندیدند و زوّار را با نیشخندشان به سخره می گرفتند! به هر حال خودم را به زیر یكی از تابوت ها رساندم و همراه تشییع كنندگان وارد قبرستان شدم. میت را به آخرهای قبرستان بردند و شروع به دفن كردند. در همین حال و هوا بودم كه باز توجه ام به سمت قبور ائمه جلب شد! از جمعیت 10، 20 نفری تشییع كنندگان جدا شده، به سمت قبور امامانمان به راه افتادم. وقتی به نزدیكی قبور رسیدم، دیدم دو نفر بر بالای دیوار یك متری كه در كنار قبرها وجود دارد، ایستاده اند و با هم حرف می زنند. فكر كردم دیگر نمی توانم قبرهای امامان را زیارت كنم. در همین فكر بودم كه آیه "وَ جَعَلنا مِن بَینَ اَیدیهِم سَدّاً وَ مِن خَلفِهِم سَدّاً فَاَغشَیناهُم فَهُم لا یبصِرون" سه مرتبه بر زبانم جاری شد!


مسجد شجره - در حال احرام - محمدصادق زارعان نفر دوم از سمت راست - حج تمتع - سال ۸۱


در همین حال خودم را در كنار قبور ائمه مظلوممان دیدم و شروع به زیارت و خواندن فاتحه نمودم. هر از چند گاه هم به بالای سرم نگاه می كردم و می دیدم كه آن دو نفر مامور سعودی به فاصله یك متر از من همچنان با هم صحبت می كنند و اصلا مرا نمی بینند!! بعد از دقایقی زیارت و تبرّك جستن به تربت قبور امامان، ناگهان متوجه شدم شخصی از تشییع كنندگان با داد و بیداد و فریاد به سمت من می آید و مضمون حرفهایش این بود كه زیارت قبور این افراد حرام است و از این چرت و پرت ها...

خودم را به خستگی زدم و گفتم: خسته بودم، فقط نشستم تا خستگی دركنم.(آره جون خودم!)

به هر حال مرا به طرف درب قبرستان هدایت كرد. وقتی بیرون آمدم جمعیتی ریخت سرم! یكی دست به سرم می كشید، دیگری دست و پایم را می بوسید، آن یكی گریه می كرد و یكی از حیرت دهانش باز مانده بود. می گفتند چطور جرات كردی و رفتی قبور ائمه را زیارت كردی؟

ظاهرا كسانی كه بیرون قبرستان بودند و به طور عموم ایرانی بودند، تمامی آن صحنه ها را مشاهده می كردند و نگران بودند كه الان مرا می گیرند و روانه زندان می كنند! البته لازم به ذكر است كه مامورین سعودی اگر كسی را در آن حال بگیرند، با كتك و فحش و ناسزا حداقل چند روز زندانی می كنند و...

بنده كه جرات این كارها را نداشتم و همان طور كه عرض كردم، این اتفاقها به اراده خودم نبود و ظاهرا می خواستند با این اتفاقها گوشه ای از اثرات آیات قرآن را برایم نشان داده و به من بفهمانند كه تنها به ظاهر قرآن نباید بسنده كنم و...


حافظان کل قرآن کریم -  احمدی - حبیبی - زارعان - حج تمتع - سال ۸۱

 

سجاده انتظار


سال 82 و مسابقات بين المللی ايران


در سال 1382 مسابقات سراسری در شهر تبریز برگزار شد و من در رشته حفظ كل قرآن كریم، شركت كردم. رقبای بسیار قدری داشتم. از جمله: حافظ كل قرآن حاج احمد دباغ كه به اذعان حقیر در حال حاضر بهترین حافظ كشورمان به شمار می رود و معمولا در همه مسابقاتی كه شركت كرده، رتبه اول را كسب نموده است و ایضا حاج وحید غفران نیا كه یكی از حفّاظ قوی و مسلط كشورمان محسوب می شود.

در این مسابقات به حول و قوه الهی توانستم با اختلاف 09/0 (نه صدم) از آقای احمد دباغ، رتبه اول كشور را كسب كرده و نماینده جمهوری اسلامی ایران در مسابقات بین المللی كشورمان شوم. متاسفانه حاج وحید غفران نیا دوست بسیارعزیزم در مرحله نهایی تمركز خود را از دست داد و نتوانست رتبه ای بهتر از پنجمی بدست آورد.


یاسر بن حمد العاصم - نفر اول از سمت راست - مسابقات بین المللی ایران - سال ۸۲

 


بعد از این مسابقات، باید خود را برای مهمترین مسابقات دوران فعالیت قرآنی ام آماده می كردم. به نوعی كسب رتبه اول حفظ كل قرآن مجید در مسابقات بین المللی ایران، بالاترین قلّه آرزوهای یك حافظ ایرانی است و من بعد از سالها تجربه و شركت در مسابقات مختلف باید این قلّه را فتح می كردم. باز هم رقبای سرسختی داشتم. به خصوص رقیب دیرینه ام كه در مسابقات كشور اردن هم در كنار هم بودیم؛ شركت كننده عربستانی "یاسر بن حمد العاصم"! یاسر در اردن به من گفته بود "سال بعد سعی كن به مسابقات مصر بیایی چون من هم به آن مسابقات خواهم آمد تا در آنجا با هم رقابت كنیم و سال بعدش سعی كن در مسابقات ایران، نماینده ایران باشی چون من هم خواهم آمد و دوست دارم در آنجا نیز با هم رقابت كنیم."


از سمت راست - استاد حامد شاکرنژاد - آقای حسین پور - محمدصادق زارعان - مهیار حسین پور - مصطفی زارعان

 


متاسفانه سال 81 من نتوانستم به مسابقات مصر بروم ولی حالا منتظر بودم تا دوباره در این میدان با او رقابت كنم. دیگر رقیب جدی ام شركت كننده ای از كشور مصر بود.

با عنایات خداوند متعال و دعای خیر دوستان توانستم در این مسابقات رتبه اول رشته حفظ كل قرآن كریم را كسب كنم و به نوعی به بالاترین رتبه ای كه آرزوی هر حافظی است، دست یابم. دوست عربستانی ام دوم شد و شركت كننده مصری رتبه سوم را كسب كرد.

خاطرات بسیار زیادی از این مسابقات دارم كه انشاالله در فرصتی مناسب به نقل تمامی آنها خواهم پرداخت. بعد از بازگشت از این مسابقات چند مراسم تجلیل در شهر تبریز برایم گرفتند و همچنین استقبال كم نظیری در فرودگاه از حقیر به عمل آمد كه از همه علاقمندان به ساحت مقدّس قرآن عظیم ممنون و سپاسگزارم.

 

 

نانوشته ها


سودان و پایان حضور در مسابقات بین المللی


محمدصادق زارعان - نفر سوم از سمت راست - سودان - سال ۸۲

 

در رمضان سال 82 برای تبلیغ به كشور سودان اعزام شدم. به همراه یك گروه تواشیح از استان مازندران. كشوری كه جزء 10 كشور فقیر دنیاست. با این حال بیش از یك و نیم میلیون حافظ قرآن دارد!

برنامه های بسیار زیادی را در محافل مختلف و مساجد اجرا كردم كه بحمدالله با استقبال مسلمانان سودانی مواجه شد. علاوه بر اجرای برنامه گشت و گذاری هم در رود باستانی نیل داشتیم كه بسیار خاطره انگیز بود.


سودان - سال ۸۲


بعد از سال 82 قانونی تصویب شد كه حافظان دارای رتبه بین المللی را مادام العمر از شركت دوباره در مسابقات اوقاف محروم می كرد. البته قبل از این، محرومیت فقط 2 سال بود و می شد بعد از دو سال دوباره در مسابقات اوقاف شركت كرد. به هر حال بعد از این قانون بنده هم از دور مسابقات كنار كشیدم و تا الان در مسابقات اداره اوقاف شركت نكرده ام. لازم به توضیح است كه این قانون از جهات مختلف دارای اشكالات فراوان می باشد و باعث افت شدید سطح مسابقات می گردد. مثل این است كه شما به حسین رضازاده بگویی یك بار كه در دنیا در وزنه برداری اول شدی، دیگر برو بشین خانه و در مسابقات شركت نكن! (البته تا حدودی هم این اتفاق برای او افتاده ولی به خواسته خودش نه دولت یا نهاد) این نوع نگاه تا حدودی غیر کارشناسانه است!

 

 

پرده پايانی  


لحظات پایانی آن سالها



در سال ۸۶ در مسابقاتی كه از طرف دارالقرآن امام علی (ع) در تهران برگزار می شد و نفرات منتخب كشور در آن شركت داشتند، در رشته حفظ كل قرآن كریم رتبه سوم را كسب كردم ولی سال بعد یعنی در سال ۱۳۸۷ در همین مسابقات توانستم به لطف الهی رتبه اول را كسب نمایم. سطح این مسابقات به قدری بالا بود كه نفر پنجم این مسابقات یعنی آقای علی رجبی همان سال رتبه اول مسابقات بین المللی ایران را كسب كرد!

در سالهای اخیر به غیر از این دو مسابقه، در سالهای ۸۷ و ۸۹ برای تبلیغ و تدریس به كشور آذربایجان اعزام شدم. در سال ۸۷ مدّت اقامتم در باكو ۳۶ روز و در سال ۸۹، ۱۵ روز بود. قبل از ظهرها تدریس می كردم و ظهرها و شب ها تلاوت قرآن داشتم. در سال ۸۹ حدود ۸۰ نفر شاگرد در شهر باكو داشتم كه كوچكترین فرد ۱۰ سال و مسن ترین فرد ۷۳ سال داشت!


 خانه فرهنگ ایران - باکو - سال ۸۹


 

حدیث زندگی

 

 و اکنون...

 

هم اكنون چند سالی است كه به تدریس حفظ قرآن مشغولم و توفیق خدمتگزاری به حافظان قرآن را دارم. دو سال پیش به همّت اداره فرهنگ و ارشاد اسلامی شهر تبریز، ترتیل كل قرآن كریم را به صورت تصویری ضبط كردیم كه به گفته عزیزان تا امروز اثری بی سابقه است.

هم اكنون CDهای صوتی آن در بازار موجود است و انشاالله تا چندی دیگر لوح های فشرده تصویری آن نیز به بازار جهت بهره مندی مخاطبان ارائه خواهد شد.




همچنین کتابی در زمینه روش های حفظ، آماده چاپ دارم که انشاالله به زودی در دسترس عزیزان قرار خواهد گرفت.

قابل ذکر است، به زودی دو بخش جدید نیز به وبلاگ اضافه خواهد شد؛ بخشی برای معرفی شاگردان و بخشی جهت ارائه روشهای حفظ و مرور قرآن کریم؛ که امیدوارم مباحث آن برای علاقمندان به حفظ قرآن، مفید و راهگشا باشد.

همچنین به دلیل اینکه در بخش زندگی نامه بعضی از قسمتها کمی خلاصه ارائه شده، به تدریج خاطرات و تجربیاتی که در مسابقات و سفرهای مختلف داشته ام را جهت استفاده عزیزان نقل خواهم کرد.

 

جزء اول استاد محمد صادق زارعان

برای دانلود جزء اول استاد محمد صادق زارعان

سوره حجرات



تلاوت سوره حجرات - محمدصادق زارعان



اذان



تلاوت اذان